مهناز :
سال نو 88 را خدمت همه دوستان تبریک عرض می کنیم با عذر خواهی از اینکه اولین پست امسال کمی دیر شد .
پارسال ولی کارمان خیلی بد نبود و خلاصه ای از نمایشنامه های هملت ، مکبث و باغ آلبالو را شرح دادیم علاوه بر اینکه به مسائل محیط زیست هم پرداختیم . در این پست به خلاصه ای از نمایشنامه خسیس اثر مولییر می پردازیم تا چهار نمایشنامه معروف ومهم را ارائه داده باشیم.این شما و این هم ادموند عزیز...

ادموند :
هارپاگون که نو کیسه خسیس و رباخواری است به دختر جوانی که ندیده است و نمی شناسد و ماریان نام دارد دل می بازد .در عین حال می خواهد که دختر خودش الیز را بدون جهیزیه به ازدواج اصیل زاده پیر و ثروتمندی در آورد .اما پسرش کلئانت که ماریان را دوست دارد با والر برادر ماریان که عاشق الیز است وبه همین سبب پیشکار هارپاگون شده است همدست می شود تا اوضاع را عوض کنند. لافلش نوکر کلئانت جعبه ای را که هارپاگون ده هزار سکه در آن مخفی کرده است می دزدد .این پول را بشرطی به هارپاگون پس می دهد که از ازدواج با ماریان منصرف شود. در پایان نمایشنامه ماریان با کلئانت و الیز با والر ازدواج می کنند و هارپاگون خسیس به باطل بودن تصوراتش پی میبرد .
الهام :
این نمایشنامه در واقع مشکلاتی را که سر راه جوان ها وجود دارد نشان می دهد و جالب است که از 300 سال پیش که مولییر این نمایشنامه را ساخت تا کنون هنوز اوضاع و احوال تغییری نکرده است و جوانها همچنان با مشکلات عاطفی و مالی دست به گریبانند. در تصویر در جلوی صحنه هارپاگون را می بینیم که چگونه به سکه هایش عشق می ورزد .
شاهرخ :
چه بسا روی این کره خاکی جدال بر سر پول و مادیات همیشه در جریان بوده و امروزه افرادی هم وجود دارند بدتر از هارپاگون که بخاطر سود جوئی حتی محیط زیست کره زمین را دارند نابود می کنند....
در هر حال امیدواریم امسال سال بهتری برای همه دوستان و این کره خاکی باشد و یادمان هم نرود که پول را صرف شادی های سالم خود و دیگران کنیم...
